ترجمه "Source" به فارسی
منبع, منبع, مصدر بهترین ترجمه های "Source" به فارسی هستند.
-
منبع
nounSunlight is the main source of vitamin D.
نور خورشید منبع اصلی ویتامین دی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Source " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The person, place or thing from which something (information, goods, etc.) comes or is acquired. [..]
-
منبع
nounA disk, file, document, or other collection of information from which data is taken or moved. [..]
Sunlight is the main source of vitamin D.
نور خورشید منبع اصلی ویتامین دی است.
-
مصدر
nounthus, we can diagram the source of the pain and then live it, you know
و به واسطه همين ميتونيم مصدر درد را شناسايي کنيم و بعد با اون زندگي کنيم
-
سرچشمه
nounOnce the One reaches the source, the war should be over.
قرار بود وقتي كه برگزيده به سرچشمه برسه ، جنگ تموم بشه.
-
ترجمه های کمتر
- چشمه
- منشا
- باعث
- مبدا
- اصل
- ریشه
- بانی
- عبنم
- خاستگاه
- خالق
- زادگاه
- زایه
- زایگر
- ماخذ
- مولف
- نشتگاه
- منصف
- جنین
- نویسنده
- (شخص یا کتاب و غیره) مرجع
- (عامیانه - از منبع تولید یا مرکز فروش و غیره کالا یا اسباب یدکی) به دست آوردن
- (عامیانه) مرجع شناسی کردن
- (نقطه یا مرکزی که امواج نور یا صدا و غیره از آن ساطع می شود) تابشگاه
- مراجع خود را ذکر کردن
- مرجع نمایی کردن
- پس گشتنامه
- پس گشتنامه نمایی کردن
- پس گشتگاه
تصاویر با "Source"
عباراتی شبیه به "Source" با ترجمه به فارسی
-
منبع انرژی الکتریکی
-
منبع دست دوم
-
مالکیت · منابع بیرونی
-
نرمافزار آزاد و متنباز
-
جذابیت منابع
-
سیستمهای برنامه ریزی توزیع
-
چشمه نور
-
متنباز