ترجمه "Spline" به فارسی
اسپلاین, نواره, تخته بهترین ترجمه های "Spline" به فارسی هستند.
spline
verb
noun
دستور زبان
A rectangular piece that fits grooves like key seats in a hub and a shaft, so that while the one may slide endwise on the other, both must revolve together. [..]
-
اسپلاین
special function defined piecewise by polynomials
-
نواره
-
تخته
noun
-
ترجمه های کمتر
- (جمع - اتومبیل) هزارخوار
- (فلز یا چوب) زبانه
- خوار خور
- دندانه دادن
- زبانه گذاشتن
- زبانه ی فرنگی
- فاق درآوردن
- چوب مداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Spline"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن