ترجمه "Starry" به فارسی
پرستاره, استاردیس, استاری بهترین ترجمه های "Starry" به فارسی هستند.
starry
adjective
دستور زبان
Having stars visible. [..]
-
پرستاره
The dark starry night was followed by a bright cheerful morning.
پس از آن شب تاریک و پرستاره بامدادی تابناک و نشاط انگیز فرا رسید.
-
استاردیس
-
استاری
-
ترجمه های کمتر
- به شکل ستاره
- تیزه دار
- ستاره ای
- منور به نور ستارگان
- وابسته به ستاره
- پره دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Starry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Starry" با ترجمه به فارسی
-
شب پرستاره
-
(از زور خوشی یا امید و غیره) دارای چشمان درخشان · (زیاده) خوشبین · اوهام پرست · دارای چشمان پر امید · ناواقع بین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن