ترجمه "Stem" به فارسی

ریشه داشتن، نشات گرفتن, ساقه, ستاک بهترین ترجمه های "Stem" به فارسی هستند.

Stem
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریشه داشتن، نشات گرفتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stem verb noun دستور زبان

A slender supporting member of an individual part of a plant such as a flower or a leaf; also, by analogue the shaft of a feather. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساقه

    botany: above-ground stalk of a vascular plant

    Instead, the land grew trees that have bark and stems and flowers.

    در عوض، خشکی درختهایی را پرورش داد که پوست و ساقه و گل داشتند.

  • ستاک

    noun

    botany: above-ground stalk of a vascular plant [..]

  • دودمان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تنه
    • ریشه
    • بن
    • دماغه
    • ایستادن
    • تبار
    • نسل
    • (اسکی) هشت کردن
    • (با هشت کردن) از سرعت خود کاستن
    • (جریان چیزی را) بند آوردن
    • (حرف چاپی - نت موسیقی) بدنه 1
    • (در جهت مخالف چیزی) پیشرفت کردن 5
    • (زبان شناسی) ستاک
    • (مجازی) جلوگیری کردن
    • (موی بدن) ساقه ی مو
    • (کشتی) سینه
    • (گیاه) ساقه
    • برخاستن از
    • بن 0
    • بند آمدن
    • بند آوردن
    • بیخ 2
    • جلو چیزی را گرفتن
    • درخت خانواده
    • دسته ی ساعت (که با آن ساعت را میزان و کوک می کنند)
    • دسته ی پیپ یا چپق
    • دماغه کشتی
    • ساقه دار کردن 4
    • ساقه زدن (به گل مصنوعی و غیره)
    • ساقه ی میوه (و غیره) را کندن 3
    • ساقه ی پر (پرنده)
    • سد کردن
    • سرچشمه گرفتن
    • سلسله نسب
    • شجره النسب
    • عرشه کشتی
    • مهار کردن
    • ناشی شدن از
    • پایه ی جام شراب
STEM noun دستور زبان

Acronym of [i]scanning transmission electron microscope[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"STEM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای STEM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Stem"

عباراتی شبیه به "Stem" با ترجمه به فارسی

  • ساقه مغز · ساقه ی مغز
  • تهساقهها · ساقهها · ساقههاي ماشورهاي
  • توجه به ریشه کلمات. اگر snowing را در گوگل جستجو کنید حتماً صفحاتی را نیز نشان خواهد داد که کلمه snow در آنها وجود دارد.
  • رجوع شود به main drag · رجوع شود به mainline
  • (معمولا در ترکیب) دارای ساقه یا پایه یا ستاک از نوعی بخصوص · بی ساقه · دارای ساقه ی کنده شده
  • ناشی از - به خاطر - از
  • ریشه
  • درازشدگی ساقه
اضافه کردن

ترجمه های "Stem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه