ترجمه "Submarine" به فارسی
زیردریایی, زیردریایی, زيردريايی بهترین ترجمه های "Submarine" به فارسی هستند.
Submarine
-
زیردریایی
nounThat was no shark, that was my personal submarine.
که هیچ کوسه بود ، که زیردریایی شخصی من بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Submarine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
submarine
adjective
verb
noun
دستور زبان
A kind of sandwich made in a long loaf of bread. [..]
-
زیردریایی
nounundersea boat [..]
That was no shark, that was my personal submarine.
که هیچ کوسه بود ، که زیردریایی شخصی من بود.
-
زيردريايی
A boat that can go underwater.
-
زیر
nounYou can tell me why you destroyed that submarine.
بهتره اول بگی که چرا اون زیر دریایی رو نابود کردی.
-
ترجمه های کمتر
- تابع
- تحت
- (نادر) زیر دریایی
- با زیر دریایی اژدر افکندن
- با زیر دریایی حمله کردن
- برای حمل یا کاربرد در زیر آب یا زیر دریا
- جانور یا گیاه زیر آبزی
- زیر آبزی
- زیر آبی
- زیر دریایی
- زیست کننده در زیر آب یا دریا
- ساندویچ دراز (رجوع شود به hero sandwich)
- هواپیمای بمب افکن
تصاویر با "Submarine"
عباراتی شبیه به "Submarine" با ترجمه به فارسی
-
کابل ارتباطی زیردریایی
-
ملوان زیر دریایی
-
زیردریایی هستهای
-
تابع · تحت · زیر · زیر دریایی · ساندویچ دراز (رجوع شود به hero sandwich) · هواپیمای بمب افکن
-
ناوچه ی ضد زیردریایی
-
آتشفشان زیردریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن