ترجمه "Suggestion" به فارسی

پیشنهاد, پیشنهاد, تلقین بهترین ترجمه های "Suggestion" به فارسی هستند.

Suggestion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشنهاد

    noun

    I suggest that we go out on Friday.

    من پیشنهاد می کنم جمعه بیرون برویم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Suggestion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

suggestion verb noun دستور زبان

(countable) Something suggested. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشنهاد

    noun

    something suggested

    I suggest that we go out on Friday.

    من پیشنهاد می کنم جمعه بیرون برویم.

  • تلقین

    Her gestures, her poses, moues and attitudes were sensuous and suggestive.

    حرکات و سکنات، و ادا و اطوار دخترک، شهوانی و تلقین آمیز بود.

  • تلمیح

  • ترجمه های کمتر

    • ابراز
    • نظر
    • توصیه
    • اشاره
    • رد
    • نشانه
    • اثر
    • صلاحدید
    • عرضه
    • نیوش
    • نیوشش
    • الهام
    • تقدیم
    • رای
    • عقیده
    • خواب مغناطیسی
    • هر چیز پیشنهاد شده

عباراتی شبیه به "Suggestion" با ترجمه به فارسی

  • الهام پذیر · تلقین پذیر · قابل تلقین · نیوشاندنی · پیشنهاد کردنی
  • دفتر تماس پیشنهادی
  • الهام گرفتن · ایجاب کردن · به فکر رسیدن · تلقین کردن · توصیه کردن · حاکی بودن · خبر دادن (از) · رهنمون شدن · محرم ساختن · نصیحت کردن · نظردادن · نیوشاندن · پند دادن · پیشنهاد کردن
  • الهامگر · تلقین کننده · عشوه گر · عشوه گرانه · غمزه آمیزانه · لوند · لوندانه · نیوشانگر · وسوسه انگیز · پرغمزه
  • اظهار کننده · پیشنهاد دهنده
  • رجوع شود به autosuggestion
  • الهام گرفتن · ایجاب کردن · به فکر رسیدن · تلقین کردن · توصیه کردن · حاکی بودن · خبر دادن (از) · رهنمون شدن · محرم ساختن · نصیحت کردن · نظردادن · نیوشاندن · پند دادن · پیشنهاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Suggestion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه