ترجمه "Sun" به فارسی
خورشید, خورشيد, شمس بهترین ترجمه های "Sun" به فارسی هستند.
The star at the center of our solar system, represented in astronomy and astrology by ☉. [..]
-
خورشید
properstar
The sun has just sunk below the horizon.
خورشید همین حالا به زیر افق کشیده شد.
-
خورشيد
Sun will be up in a few hours.
تا چند ساعت ديگه خورشيد طلوع مي کنه.
-
شمس
crying, 'This is the Knight of the Sun' or the Serpent,
در پی او فریاد برآورند که اینک پهلوان شمس، یا اینک پهلوان ثعبان،
-
یکشنبه
nounShe was confined on a Sunday at about six o'clock, as the sun was rising.
عاقبت یکشنبه روزی، نزدیک ساعت شش صبح، به هنگام طلوع آفتاب، اما وضع حمل کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The star which the Earth revolves around and from which it receives light and warmth.The Illustrated Oxford Dictionary, Oxford University Press, 1998 [..]
-
خورشید
noun propera star, especially when seen as the centre of any single solar system [..]
The sun has just sunk below the horizon.
خورشید همین حالا به زیر افق کشیده شد.
-
آفتاب
noun properthe star around which the Earth revolves [..]
After all day in the sun, Tom had a sunburned nose.
پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود.
-
شمس
nouna star, especially when seen as the centre of any single solar system [..]
crying, 'This is the Knight of the Sun' or the Serpent,
در پی او فریاد برآورند که اینک پهلوان شمس، یا اینک پهلوان ثعبان،
-
ترجمه های کمتر
- خور
- خورشيد
- درخشان
- خورشیدفش
- هور
- شید، آفتاب، نور روشنائی
- khorshid
- خاور
- تابیدن
- ایوار
- خورسان
- پگاه
- رخش
- (از نظر نور یا حرارت
- (شعر قدیم) یک روز
- (قدیمی) طلوع یا غروب خورشید
- (گیاه شناسی) سنا (Crotalaria juncea از خانواده ی pea - بومی هند)
- آب و هوا
- آفتاب دادن
- آفتاب سان
- انعکاس نور خورشید
- حمام آفتاب گرفتن
- خورشید منظومه
- در معرض خورشید قراردادن
- درخشش یا عظمت) خورشید مانند
- لیف این گیاه
- مخفف : یکشنبه
- نور خور(شید)
- نور خورشید
- هر ستاره ای که مرکز سیارات باشد
- یک سال
تصاویر با "Sun"
عباراتی شبیه به "Sun" با ترجمه به فارسی
-
سرزمین آفتاب تابان
-
- خشک · خشک شده زیر آفتاب · خشکانده (در آفتاب)
-
یکشنبه
-
اتاق آفتاب گیر · اتاق نشیمن با پنجره های روبه آفتاب
-
دیگ بخار خورشیدی · کوره خورشیدی
-
(رهبر چینی) سون یاتسن · سون یات سن
-
شترزنک · عنکبوت شتری
-
دوصد خورشیدرو