ترجمه "Support" به فارسی

پشتیبانی, حمایت, پشتیبانی بهترین ترجمه های "Support" به فارسی هستند.

Support
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشتیبانی

    They support the soldiers with sufficient food and water.

    آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Support " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

support Verb verb noun دستور زبان

Something which supports. Often used attributively, as a complement or supplement to. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حمایت

    noun

    something which supports

    Our company supports several cultural events.

    شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند.

  • پشتیبانی

    noun

    something which supports [..]

    They support the soldiers with sufficient food and water.

    آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند.

  • حمايت

    I'm glad he's stepping up, giving you the support you need.

    خوشحالم اون کنارته و ازت حمايت مي کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • پشتیبان
    • تکیهگاه
    • پا
    • اثبات کردن
    • حمایت کردن
    • پشتيباني كردن
    • کمک
    • حامی
    • یاری
    • تقویت
    • نگهداری
    • طرفداری
    • رکن
    • پشتيبانى
    • هواداری
    • پایه
    • هوادار
    • معیشت
    • نگهدار
    • پشتواره
    • پایمردی
    • شمع
    • استقامت
    • ستون
    • استحکام
    • اندخس
    • اندخسیدن
    • تیرقائم
    • پشتبند
    • یاریدن
    • نگهداشتن
    • (ارتش) نیروی کمکی
    • (قیمت را) تقویت کردن
    • (هزینه یا زندگی کسی را) تامین کردن
    • ایستادگی کردن
    • تاب آوردن
    • تایید کردن
    • تثبیت کردن
    • تقویت کردن
    • ثابت نگه داشتن
    • جلو آمدن
    • خواستاری 1
    • زیر بغل کسی را گرفتن
    • طاقت (چیزی را) داشتن
    • طرفدار 3
    • طرفداری کردن
    • قدرت تحمل داشتن
    • متحمل شدن
    • محکم کردن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • نان آور
    • نان دادن
    • نان وپنیر
    • نیروی پشتیبان 4
    • هوا خواهی
    • هوا خواهی کردن
    • وفا کردن
    • پایمردی کردن
    • پذیرفتنی کردن
    • پشت و پناه 2
    • پشت و پناه شدن
    • پشتاره 0
    • پشتواره بودن
    • پشتيبانى کردن
    • پشتیبانی کردن
    • کمک مالی کردن
    • کمک کردن
    • یاری کردن

عباراتی شبیه به "Support" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Support" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه