ترجمه "Swank" به فارسی

متظاهرانه, زیبا, (به چیزی) نازیدن بهترین ترجمه های "Swank" به فارسی هستند.

swank adjective verb noun دستور زبان

(dated) Fashionably elegant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متظاهرانه

  • زیبا

    noun
  • (به چیزی) نازیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (رفتار یا سخن) خودنمایانه
    • (عامیانه)
    • (لباس یا مبل و غیره) شیک (وکمی جلف)
    • (مبل و ملک و غیره) به رخ دیگران کشیدن
    • توذوق زننده
    • جولان دادن
    • خودنمایی کردن
    • زمان گذشته ی : swink
    • فیس و افاده کردن
    • نظر گیر
    • پرادا و اطفار
    • پرناز و افاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Swank " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Swank" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Swank" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه