ترجمه "TRAIL" به فارسی
مالرو, دنبال, رد بهترین ترجمه های "TRAIL" به فارسی هستند.
trail
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To follow behind (someone or something); to tail (someone or something). [..]
-
مالرو
route for travel over land
-
دنبال
nounI could hear all the others trailing behind.
میتوانستم صدای بقیه را بشنوم که دنبال ما میآمدند.
-
رد
nounOur scent left a clear and easy trail to follow, even running as fast as I could.
بوی ما رد پای خوبی به جا گذاشته بود، حتی با سرعت زیادی که ما هنگام دویدن داشتیم.
-
ترجمه های کمتر
- دنباله
- تریل
- بو
- افتادن
- پس
- پیامد
- (از عقب) آویخته بودن
- (با خستگی یا آهسته) حرکت کردن
- (با رد پا) کثیف کردن
- (با عبور) کوره راه ساختن
- (به ویژه در مسابقه و انتخابات) عقب بودن
- (به ویژه روی زمین) کشیدن
- (معمولا با: off یا away - صدا یا نور و غیره) ضعیف شدن 0
- (گیاه) خزیدن
- اثر 2
- به دنبال خود کشیدن
- جای پا گذاشتن
- خود را کشیدن
- دنبال رد پا یا بوی شکار رفتن
- دنبال کردن
- دنباله 1
- راه باریک (که در اثر عبور جانوران ایجاد شده)
- راه جنگلی (یا کوهستانی) 3
- راه مالرو
- رد پا
- رد گیری کردن
- ردیابی کردن
- روی زمین گسترده شدن
- عقب افتادن از
- کشیده شدن
- کوره راه
- یدک کشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " TRAIL " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Trail
proper
A city in British Columbia [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Trail" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trail در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "TRAIL"
عباراتی شبیه به "TRAIL" با ترجمه به فارسی
-
آجیل
-
ممیزی رهنمون حسابرسی، زنجیره عطف مدارک برای حسابرسی
-
چرخ پیرو
-
(امریکا - سابقا) راه ارگان (به درازای 8123 کیلومتر که به ویژه در سال های 0481 تا 0581 مورد تردد کوچگران عازم غرب امریکابود)
-
رجوع شود به contrail
-
پورتلند تریل بلیزرز
-
(ملخ و باله ی هواپیما) پس تیغه
-
رجوع شود به arbutus
اضافه کردن مثال
اضافه کردن