ترجمه "Test" به فارسی
آزمون- تست, آزمایش, تست بهترین ترجمه های "Test" به فارسی هستند.
(cricket) (sometimes test) a Test match [..]
-
آزمون- تست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Test " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(cricket) Of a Test match. [..]
-
آزمایش
nounacademics: examination [..]
Shiver then straighten up and put my theory to the test.
میلرزم بعد راست میایستم و نظریهام را به بوته آزمایش میگذارم.
-
تست
nounacademics: examination
Right now I need you to go down to the lab for some tests.
در حال حاضر ميخوام بري پايين توي آزمايشگاه براي يه سري تست.
-
آزمون
nounprocedure for measuring a subject's ability; assessment intended to measure a test-taker's knowledge, skill, aptitude, physical fitness, or classification in many other topics (e.g., beliefs)
At the end of the test you can score your result on the chart.
در پایان آزمون میتوانید امتیاز خود را حساب کنید.
-
ترجمه های کمتر
- امتحان
- آزمودن
- آزمایش کردن
- آزمایشی
- محک
- امتحانی
- سنجش
- بوته
- آزمونه
- لاکچه
- بیعت
- سنجیدن
- معیار
- سوگند
- لاک
- (برخی جانوران بی مهره) پوسته
- (در اصل) رجوع شود به cupel
- (در نتیجه ی آزمایش) حایز مقام یا رتبه ی معینی شدن
- (فلز را در بوته یا قال) پالودن
- (مجازی) وسیله ی سنجش
- آزمون کردن
- استفاده آزمایشی
- امتحان کردن
- به منظور آزمایش
- تصفیه کردن
- سخت پوسته
- مسخره کردن
Abbreviation of [i]Treadmill Exercise Stress Test[/i].
"TEST" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TEST در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Test"
عباراتی شبیه به "Test" با ترجمه به فارسی
-
آزمونهای مربوط بکار
-
آزمونهاي تخمگذاري · بازده تخم مرغ · بازده تخمگذاري · بهرهدهی تخمگذاری
-
آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
-
دادههای آزمایش
-
آزمون پاسخ بهتر
-
سفنت شیامزآ
-
آرمون دهندگان
-
آزمون مرغابی