ترجمه "The Sun" به فارسی
آفتاب, خورشید بهترین ترجمه های "The Sun" به فارسی هستند.
The Sun
The Sun (Baltimore) [..]
-
آفتاب
nounAfter all day in the sun, Tom had a sunburned nose.
پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود.
-
خورشید
noun properThe sun has just sunk below the horizon.
خورشید همین حالا به زیر افق کشیده شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " The Sun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "The Sun" با ترجمه به فارسی
-
سرزمین آفتاب تابان
-
نخستین طلوع/برآمدن آفتاب
-
پهنه زمین، کل عالم، روی زمین
-
تارک · سر · نوک
-
به دنبال خورشید
-
کسوف
-
معبد خورشید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن