ترجمه "Tl" به فارسی

تالیم, تالیوم, (شیمی) نشان تالیم (thallium) بهترین ترجمه های "Tl" به فارسی هستند.

Tl noun

a soft grey malleable metallic element that resembles tin but discolors on exposure to air; it is highly toxic and is used in rodent and insect poisons; occurs in zinc blende and some iron ores

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تالیم

  • تالیوم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tl
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شیمی) نشان تالیم (thallium)

TL noun abbreviation دستور زبان

(linguistics) target language [..]

+ اضافه کردن

"TL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "Tl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه