ترجمه "Touchy" به فارسی

زود رنج, حساس, آتشگیر بهترین ترجمه های "Touchy" به فارسی هستند.

touchy adjective دستور زبان

(of a situation) Extremely sensitive or volatile; easily disturbed to the point of becoming unstable; requiring caution or tactfulness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زود رنج

    adjective

    easily offended; oversensitive

  • حساس

    adjective

    I got no right to be touchy. It's all true.

    نگران نباش من زیاد حساس نیستم چیزی که گفتی حقیقته

  • آتشگیر

  • ترجمه های کمتر

    • دردناک
    • (محل زخم یا ضرب دیدگی) حساس
    • (وضعیت و غیره) حساس
    • زود افروز
    • زود درد
    • نازک نارنجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Touchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Touchy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Touchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه