ترجمه "Tree" به فارسی

درخت, درخت, دار بهترین ترجمه های "Tree" به فارسی هستند.

Tree noun

English actor and theatrical producer noted for his lavish productions of Shakespeare (1853-1917)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tree " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tree verb noun دستور زبان

A large plant, not exactly defined, but typically over four meters in height, a single trunk which grows in girth with age and branches (which also grow in circumference with age). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    large woody plant (noun) [..]

    I don't remember the last time I climbed a tree.

    آخرین باری که من از درخت بالا رفتم را به یاد نمی آورم.

  • دار

    noun

    large woody plant (noun)

    The pear tree in the garden bears a lot of fruit.

    درخت گلابی باغ میوههای زیادی دارد.

  • شجر

    noun

    large woody plant

  • ترجمه های کمتر

    • دِرَخت
    • چوبه دار
    • دکل
    • تیر
    • درختچه
    • دیرک
    • دارزی
    • (بلور) داردیس شدن
    • (در تعقیب کسی یا چیزی) از درخت بالا رفتن 0
    • (شیمی) توده ی بلورهای درخت مانند
    • (قدیمی) صلیب حضرت عیسی
    • (قدیمی) چوبه ی دار
    • (کفش و غیره) در قالب گذاشتن
    • بته ی بزرگ
    • بلور داردیس
    • در تنگنا گذاشتن 1
    • در مخمصه قرار دادن
    • درختی 2
    • ستون چوبی
    • هر چیز درخت مانند

تصاویر با "Tree"

عباراتی شبیه به "Tree" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tree" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه