ترجمه "Type" به فارسی
نوع- تایپ, نوع, تیپ بهترین ترجمه های "Type" به فارسی هستند.
Type
-
نوع- تایپ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Type " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
type
verb
noun
دستور زبان
A grouping based on shared characteristics; a class. [..]
-
نوع
nouncomputing theory: tag indicating data type [..]
These types of books have almost no value.
این نوع کتاب ها تقریباً فاقد ارزش است.
-
تیپ
individual that represents the ideal for its class
they say something like, "I'm just not the creative type."
آنها چیزی شبیه این میگن که، «من از آن تیپ آدمهای خلاق نیستم.»
-
نوشتن
verbbut she did not stop typing until the end of the paragraph.
و همچنان به نوشتن ادامه داد تا پاراگرافی را به خاتمه برساند.
-
ترجمه های کمتر
- گونه
- جنس
- نمونه
- مون
- مونه
- الگو
- جور
- نماد
- چاپ
- واته
- اعجوبه
- آزرد
- سنج
- (آزمایش خون)گروه خون را معلوم کردن
- (با ماشین تحریر یا کامپیوتر) نوشتن
- (زیست شناسی) سرده ی مون (typegenus هم می گویند)
- (عامیانه) آدم عجیب و غریب
- (نادر) نمونه ی چیزی بودن
- (نادر) ویژگی
- تایپ کردن
- حرف (حروف) چاپی
- حرف (حروف) کامپیوتری
- رجوع شود به typecast 0
- شناسایی کردن
- علامت مشخصه
- ماشین کردن
- ماشین کردن (typewrite هم می گویند) 1
- مهر زدن
- مون بندی کردن
- مون کردن
- مونه ای
- نامگذاری کردن
- نمونه ی چاپی
- نوع چاپ
- نوع چیزی رامشخص کردن
- گونه ی مون (type species هم می گویند)
تصاویر با "Type"
عباراتی شبیه به "Type" با ترجمه به فارسی
-
(چاپ) حروفچینی سرد (که به کمک کامپیوتر انجام می شود) · چاپ از راه عکسبرداری
-
فلز حروف ریزی · فلز ویژه ی حروف چاپ (آمیزه ی قلع و سرب و آنتیموان)
-
انواع شیمیایی خاک
-
(زیست شناسی) گونه ی مون
-
نوع نما
-
شرکتهای دارای اندازه کوچک و متوسط از نوع جهان – مرزی
-
گروه بندی خون انسان ها (برای تسهیل در کار تزریق خون یا پیوند عضو و غیره)
-
گونه بازار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن