ترجمه "Unction" به فارسی
روغن مالی, روغن, مرهم بهترین ترجمه های "Unction" به فارسی هستند.
Unction
ترجمه خودکار " Unction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Unction" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unction در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
unction
noun
دستور زبان
a balm or something that soothes [..]
-
روغن مالی
noun -
روغن
nounWhat possible use it was to administer extreme unction he didn t know.
نمیدانست که روغن تدهین مرده چه فایدهای به حالش دارد.
-
مرهم
for I lay that pleasant unction to my soul, Jane, a belief in your affection.
به همین علت است که اعتقادم به محبت تو را به منزله مرهم دل پذیری برای زخم روحم میدانم.
-
ترجمه های کمتر
- تصنع
- دردکش
- وانمودسازی
- پماد
- آرامبخش
- ریا
- مسکن
- (به ویژه درمان پزشکی و مراسم مذهبی) تدهین
- (به ویژه موعظه و نطق) تظاهر
- روغن (مالیدنی)
- عوام فریبی
عباراتی شبیه به "Unction" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به Anointing of the Sick
اضافه کردن مثال
اضافه کردن