ترجمه "Unify" به فارسی
متحد کردن- یکی کردن, متحد کردن, برابر کردن بهترین ترجمه های "Unify" به فارسی هستند.
Unify
-
متحد کردن- یکی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Unify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
unify
verb
دستور زبان
(transitive) Cause to become one; make into a unit; consolidate; merge; combine. [..]
-
متحد کردن
verbBut if we attack their ships, we will unify them.
اما اگر ما به کشتيهايشان حمله کنيم ما اونا رو با هم متحد کرديم
-
برابر کردن
-
متحد کردن یا شدن
-
ترجمه های کمتر
- مخلوط کردن
- هم پیوند کردن یا شدن
- همدست کردن یا شدن
- یکجور کردن یا شدن
- یکدست کردن
- یکسان کردن
- یکنواخت کردن
- یکی کردن
- یگانه کردن یا شدن
عباراتی شبیه به "Unify" با ترجمه به فارسی
-
نظریه وحدت بزرگ
-
متحد کردنی یا شدنی · همبست پذیر · وحدت پذیر · پیوستنی
-
پيام رساني يكپارچه
-
(شخص یا چیز) متحد کننده · یکپارچه کننده · یکی کننده
-
سرویس پیام رسانی یکپارچه Microsoft Exchange
-
یوامال
-
واحد- متحد شده
-
نقش میزبان پیام رسانی یکپارچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن