ترجمه "Union" به فارسی
اتحادیه- اشتراکی, اتحاد, اتحادیه بهترین ترجمه های "Union" به فارسی هستند.
A nickname for the 0-10-2 train configuration derived from the name of the only U.S. company to use that configuration. [..]
-
اتحادیه- اشتراکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Union " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The act of uniting or joining two or more things into one, or the state of being united or joined; junction; coalition; combination. [..]
-
اتحاد
nounthe act of uniting or the state of being united
But we need this union more than we need riches.
اما ما به اين اتحاد بيشتر از ثروتمون نياز داريم.
-
اتحادیه
nounthat which is united; something formed by a combination of parts or members
Most companies have their own labor unions.
بیشتر شرکت ها اتحادیه های کارگری خود را دارند.
-
زناشویی
nounwhere there are no obstacles to a union, as in the present case,
در جایی که مانع بر سر راه پیوند زناشویی نباشد، مثل همین مورد،
-
ترجمه های کمتر
- اجتماع
- اتفاق
- اتصال
- پیوند
- ازدواج
- وصلت
- وحدت
- همبستگی
- باشگاه
- هيداحتا
- یگانگی
- سازش
- عروسی
- مجموع
- رمن
- همبند
- یکانگان
- یگانش
- همسازی
- نکاح
- پیوستگی
- سازگاری
- توافق
- (ریاضی)اجتماع
- (لوله کشی) قطعه ی اتصال
- (مخفف) اتحادیه ی کارگری
- اتحادیه اصناف
- اتحادیه کارگری
- جوش خوردن
- سندیکای کارگری
- مهره ماسوره
عباراتی شبیه به "Union" با ترجمه به فارسی
-
اتحادیه اعتباری · بانک تعاونی · بنگاه تعاونی اعتبار (که اعضا پول خود را در آن پس انداز می کنند و در مقابل وام با بهره ی کم دریافت می کنند) · نوینوی تیدرک
-
قانون اتحادیه صنفی و روابط کار
-
تاریخ شوروی
-
پیازهای پیوندی
-
اتحاديههای گمرکی · اتحادیههای اقتصادی
-
اتحادیه میهنی کردستان
-
اتحادیه اصناف · اتحادیه کارگری · اتحادیه ی کارگری · سندیکا · سندیکای کارگری