ترجمه "Unknown" به فارسی

ناشناخته, مجهول, ناشناخت بهترین ترجمه های "Unknown" به فارسی هستند.

Unknown

A status message for an incoming call that indicates that the caller cannot be identified (e.g. Internet call). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناشناخته

    I have no idea that you will suppose her talents can be unknown.

    مطمئناً دیگر فکر نخواهید کرد که استعدادهایش ناشناخته خواهد ماند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Unknown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

unknown adjective noun دستور زبان

Not known; unidentified; not well known. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجهول

    adjective

    not known

    The gulf of the social unknown had silently closed above those beings.

    گرداب مجهول اجتماع، دهانهاش را با سکوت مطلق بر سر این دو موجود بسته بود.

  • ناشناخت

    adjective
  • ناشناخته

    entity whose identity is not known

    I have no idea that you will suppose her talents can be unknown.

    مطمئناً دیگر فکر نخواهید کرد که استعدادهایش ناشناخته خواهد ماند.

  • ترجمه های کمتر

    • ناشناس
    • غریبه
    • نامعلوم
    • نامشخص
    • گمنام
    • بیگانه
    • غریب
    • نشناخته
    • آشوغ
    • باستار
    • (ریاضی) مجهول
    • بی نام
    • خوانده نشده
    • ستایش نشده
    • سروده نشده
    • نا دانسته
    • چیز یا امر ناشناخته

عباراتی شبیه به "Unknown" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Unknown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه