ترجمه "VIDEO" به فارسی

ویدیو, ویدئو, ویدیویی بهترین ترجمه های "VIDEO" به فارسی هستند.

video verb noun دستور زبان

Television, television show, movie. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویدیو

    noun

    television show, movie

    We made a music video for one of my favorite bands, Radiohead.

    یک موزیک ویدیو برای گروه محبوبمان ردیوهد درست کردیم.

  • ویدئو

    electronic medium for the recording, copying and broadcasting of moving visual images

    We don't use audio. We don't use video.

    ما از صوت استفاده نمیکنیم. ما از ویدئو استفاده نمیکنیم.

  • ویدیویی

    We just stayed in the hotel room the whole time playing video games.

    ما بیشتر توی هتل بودیم و تمام مدت بازی ویدیویی می کردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • تصویری
    • تلویزیون
    • تلویزیونی
    • فرتوری
    • دیداری
    • مخفف : videocassette و videotape
    • وابسته به تصویر تلویزیون (در برابر صدای آن : audio)
    • وابسته به تلویزیون
    • وابسته به نشان دادن داده ها برصفحه ی کامپیوتر
    • ویدیو (ویدئو)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " VIDEO " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "VIDEO"

عباراتی شبیه به "VIDEO" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "VIDEO" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه