ترجمه "Wheat" به فارسی

گندم, گندم, گندمی بهترین ترجمه های "Wheat" به فارسی هستند.

Wheat
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گندم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wheat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wheat adjective noun دستور زبان

(countable) any of several cereal grains, of the genus Triticum , that yields flour as used in bakery. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گندم

    noun

    grain [..]

    Bad wheat always makes poor bread.

    از گندم بد نان خوب بدست نمیآید.

  • گندمی

    noun

    colour

    it must have been, that as her grace was sifting that wheat I told you of

    این بیشک از آن جهت بود که حضرت علیه گندمی غربال میکرد که قبلا شرح آن را به عرض رساندهام

  • (انگلیس - جمع) محصول گندم

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) گندم (جنس Triticum به ویژه bread wheat یا Triticum aestivum)
    • دانه ی گندم
    • گندم های مزرعه

تصاویر با "Wheat"

عباراتی شبیه به "Wheat" با ترجمه به فارسی

  • راش گندم · گندم سیاه · گندم گاوی
  • افشه · بلغور · فروشه · گندم نیم کوفته
  • خاگینه ی دارای آرد گندم · پن کیک گندم
  • آبجو گندمی
  • آمارانتوس ادوليس · آمارانتوس کوداتوس · تاجخروس دمگربهاي · گندم اينكا
  • سيبريهاي · فاگوپیروم تاتاریکوم · گندم هندی
  • گندم خالص (بدون افزودگی یا کاستگی) · گندم ناب
  • تریتیکوم تورژیدوم · گندم انگليسي · گندم نوکاردکی
اضافه کردن

ترجمه های "Wheat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه