ترجمه "Wi-Fi" به فارسی
وای-فای ترجمه "Wi-Fi" به فارسی است.
Wi-Fi
noun
دستور زبان
(computing) Initialism of Wireless Fidelity. Any of several standards for short-range wireless data transmission (w: IEEE 802.11); wireless networking by one of these standards. [..]
-
وای-فای
computing: wireless data communication standard
Many restaurants now have free Wi-Fi.
بسیاری از رستوران ها در حال حاضر وای- فای مجانی دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wi-Fi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wi-fi
noun
دستور زبان
Alternative spelling of Wi-Fi. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"wi-fi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای wi-fi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Wi-Fi" با ترجمه به فارسی
-
دسترسی محافظت شده Wi-Fi
-
دستیابی محافظت شده 2 Wi-Fi
اضافه کردن مثال
اضافه کردن