ترجمه "Willow" به فارسی
بید مجنون, بید, بید مجنون بهترین ترجمه های "Willow" به فارسی هستند.
Willow
proper
A female given name of modern usage. [..]
-
بید مجنون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Willow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
willow
verb
noun
دستور زبان
Any of various deciduous trees or shrubs in the genus Salix, in the willow family Salicaceae, found primarily on moist soils in cooler zones in the northern hemisphere. [..]
-
بید
nountree
Ten and a quarter inches long, swishy, made of willow.
یه چوب دستی مرغوب از جنس چوب بید خرید بیست و یک سانتیمتر بود.
-
بید مجنون
nountree
The cemetery lay beyond the gardens by the willow littered banks of the creek
گورستان آنسوی باغها و در کنارهی پر از بید مجنون نهر قرار داشت.
-
سالیکس
-
ترجمه های کمتر
- (با ماشین) پنبه پاک کردن
- (عامیانه - بیس بال و کریکت) چوگان
- (گیاه شناسی) درخت بید (جنس Salix)
- ترکه ی بید (که از آن سبد می سازند)
- جنس بید
- درخت بید
- ماشین پشم پاک کنی
- ماشین پنبه پاک کنی
- وابسته به خانواده ی بید (تیره ی Salicaceae و راسته ی Salicales که دو لپه ای هستند)
- پشم پاک کردن
- چوب بید
تصاویر با "Willow"
عباراتی شبیه به "Willow" با ترجمه به فارسی
-
بید بزی · سالیکس کاپرئا
-
(طرح ظروف چینی و غیره) نقش بیدی
-
سالیکس ویمینالیس
-
سالیکس فراژیلیس
-
بید سیاه · سالیکس نیگرا
-
بیدیان
-
بید مجنون
-
بید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن