ترجمه "X" به فارسی
خلسه, وجد بهترین ترجمه های "X" به فارسی هستند.
X
Letter
adjective
noun
proper
numeral
دستور زبان
An unknown quantity or unknown value. [..]
-
خلسه
noun -
وجد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " X " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
x
Letter
adjective
conjunction
noun
دستور زبان
The twenty-fourth letter of the English alphabet, called ex and written in the Latin script. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"x" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای x در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "X"
عباراتی شبیه به "X" با ترجمه به فارسی
-
ا
-
نمودارx
-
ماهی پرتو ایکس
-
فرستنده- روشن
-
پراش پرتو ایکس
-
اسپکتروفوتومتری اشعه ایکس · طیفنمایی پرتو ایکس
-
لامپ پرتو ایکس
-
محور ایکس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن