ترجمه "Zen" به فارسی
ذن, جوهر, نقطه بهترین ترجمه های "Zen" به فارسی هستند.
Zen
adjective
noun
دستور زبان
(religion) A denomination of Buddhism elaborated in Japan. [..]
-
ذن
I was the Zen master.
من يک استاد ذن بودم.
-
جوهر
noun -
نقطه
noun -
ابر مرد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Zen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
zen
adjective
noun
دستور زبان
(religion) A denomination of Buddhism [..]
-
ذن
i asked you to take care of zen, but what did you end up doing
ازت خواستم که از ذن مراقبت کني ولي دربرابر چکار کردي
-
(شاخه ای از مذهب بودا که در ژاپن و ویتنام و کره رواج دارد) زن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن