ترجمه "aback" به فارسی
جاخوردن, غافلگیرشدن, یکه خوردن بهترین ترجمه های "aback" به فارسی هستند.
aback
noun
adverb
دستور زبان
(rare) Towards the back or rear; backwards; away. [..]
-
جاخوردن
adverbbackwards
-
غافلگیرشدن
adverbbackwards
-
یکه خوردن
adverbbackwards
-
ترجمه های کمتر
- عقب
- (دریانوردی) به سوی دکل
- به سوی عقب
- به قهقرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aback " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aback" با ترجمه به فارسی
-
جا خورده · خشک زده (از تعجب) · شوکه شده · یکه خورده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن