ترجمه "abatement" به فارسی
تخفیف, تنزیل, فروکش بهترین ترجمه های "abatement" به فارسی هستند.
abatement
noun
دستور زبان
The act of abating, or the state of being abated; a lessening, diminution, or reduction; removal or putting an end to; as, the abatement of a nuisance is the suppression thereof. [..]
-
تخفیف
nounBut much abatement is necessary with respect to the incredible bulk he assigns it.
اما در مورد جثه باور نکردنی که اسقف به کراکن نسبت میدهد تخفیف بسیار لازم است.
-
تنزیل
-
فروکش
But Faramir burned with a fever that would not abate.
اما فارامیر همچنان در تبی میسوخت که فروکش نمیکرد.
-
ترجمه های کمتر
- تسکین
- وقفه
- کاهش
- (حقوق) خاتمه ی دعوی یا مزاحمت
- (ریاضی) کاهش
- تخفیف، لغو مالیات
- مبلغ کاسته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abatement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abatement" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) خاتمه دادن · برطرف کردن · تخفیف دادن · تخفیف یافتن · تنزل یافتن · خفیف شدن · رفع نمودن · غروب کردن، فرو نشستن، فروشدن · فرو نشستن · فرونشستن · فروکش کردن · مکث کردن · کاستن · کاهش یافتن · کم شدن · کم کردن یا شدن
-
رفع مزاحمت کننده · غاصب حق وارد شد قانونی
-
قابل تخفیف · کاهش پذیر
-
(حقوق) خاتمه دادن · برطرف کردن · تخفیف دادن · تخفیف یافتن · تنزل یافتن · خفیف شدن · رفع نمودن · غروب کردن، فرو نشستن، فروشدن · فرو نشستن · فرونشستن · فروکش کردن · مکث کردن · کاستن · کاهش یافتن · کم شدن · کم کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن