ترجمه "aberrant" به فارسی

گمراه, منحرف, بیراه بهترین ترجمه های "aberrant" به فارسی هستند.

aberrant adjective noun دستور زبان

Differing from the norm, from the expected type; abnormal, anomalous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گمراه

    adjective noun

    straying from the right way [..]

    not as an aberrant symptom of schizophrenia to be endured,

    نه بعنوان نشانهاى گمراه كننده از اسكيتزوفرنيا كه تحمل شود،

  • منحرف

    adjective noun
  • بیراه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نابجا
    • ابیراه
    • نابهنجار
    • نامعمول
    • ناهنجار
    • غیر عادی
    • کج راه
    • کج رو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aberrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aberrant" با ترجمه به فارسی

  • انحراف · انحنای میدان
  • (نورشناسی) خطای رنگین (ویژگی عدسی که موجب می شود حاشیه ی تصویر یا نور منعکس شده دارای رنگ های طیف بشود) · ابیراهی فامی · کج نمایی رنگی · کژراهی رنگ
  • انحرافات کروموزوم
  • ابیراهی · اختلال · انحراف · انحراف از وضع طبیعی · بیراهی · جنون · خبط · دیوانگی · ضلالت · عدم انطباق کانونی · غلط · غیر عادی یا غیر معمول بودن · نابجایی · نابهنجاری · نقص · کج راهی · کج رفتاری · کج روی · گمراهی
  • انحراف · خبط · ضلالت · کج رفتاری · کجراهی · گمراهی
  • خبط · ضلالت · کج رفتاری
  • (نور) واگرایی کروی · ابیراهی کروی · واگرایی مدور
  • ابیراهیدن
اضافه کردن

ترجمه های "aberrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه