ترجمه "ability" به فارسی
قدرت, قابلیت, توان بهترین ترجمه های "ability" به فارسی هستند.
(countable) A skill or competence. [..]
-
قدرت
nounIt took your father four years to even come close to mastering his abilities.
براي پدرت چهار سال طول کشيد که حتي نزديک به تسلط بر قدرت هاش برسه.
-
قابلیت
nounUnless you have some magical ability to sleep while you're walking.
مگر اینكه قابلیت جادوئی داشته باشی كه در حال راه رفتن بخوابی.
-
توان
nounYou can use this time to get a handle on your abilities.
ميتوني از اين فرصت استفاده کني تا بتوني از پس تواناييت بر بياي.
-
ترجمه های کمتر
- لیاقت
- عرضه
- توانایی
- استعداد
- مهارت
- توانمندی
- شایستگی
- پذیرش
- استطاعت
- تمایل
- پسوند
- یياناوت
- ظرفیت
- سررشته
- اقتدار
- (اسم ساز) توانایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
مهارت
noun10 min: Develop Ability as a Teacher—Part 2.
۱۰ دقیقه: در تدریس کتاب مقدّس مهارت بیشتری کسب کنید.—قسمت دوم.
-
توانايى
The ability to attract a female is hardwired into your DNA.
توانايى كه يك مؤنث را جذب ميكند در اسيد دزوكسيريبونوكلئيكت در دي ان اي شما است
عباراتی شبیه به "ability" با ترجمه به فارسی
-
استعداد آموختن، توانایی آموختن
-
توانایی ارزیابی
-
توانایی کار
-
توانایی فنی
-
توانایی باززایشی
-
ذهن · طرز فکر · قوه ذهنی · مزاح
-
توانایی (استعداد) کارآفرینی
-
قدرت اداره