ترجمه "abjection" به فارسی

ذلت, خواری, پستی بهترین ترجمه های "abjection" به فارسی هستند.

abjection noun دستور زبان

The act of bringing down or humbling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذلت

    who will be condemned, who will finish his days in abjectness and horror.

    که به جای تو محکوم میشود، که میرود تا باقی ایام عمرش را در ذلت و در وحشت به سر برد!

  • خواری

    21 Let us bear in mind that as trusted stewards, we do not experience the abject slavery characterized by oppression and tears.

    ۲۱ بیایید به یاد داشته باشیم که ما مباشران یا غلامان معتمد هستیم، نه بردگانی حقیر و خواری که تحت زور و فشار بیگاری میکشند.

  • پستی

    in that mixture of braggadocio and abjectness, of pride and pettiness, of rage and folly, in that chaos of real griefs and false sentiments

    در این مخلوط لاف زنی و فرومایگی، نخوت و پستی، هاری و حماقت، در این آشوب گلههای واقعی و احساسات دروغین،

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) هاگ زایی
    • هاگ آوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abjection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abjection" با ترجمه به فارسی

  • حقیر · حقیرانه · خفت آور · خفیف · خوار · ذلیل · رقت انگیز · زبون · زیاده · سرافکنده · فرومایه · مفرط · منفور · ناشی از حقارت · نکبت بار · وابسته به پایین ترین درجه · پست · کمبود ویتامین
  • خواری · فرومایگی · ناکسی · پستی
  • حقیر · حقیرانه · خفت آور · خفیف · خوار · ذلیل · رقت انگیز · زبون · زیاده · سرافکنده · فرومایه · مفرط · منفور · ناشی از حقارت · نکبت بار · وابسته به پایین ترین درجه · پست · کمبود ویتامین
اضافه کردن

ترجمه های "abjection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه