ترجمه "ablaze" به فارسی

فروزان, مشتعل, شعلهور بهترین ترجمه های "ablaze" به فارسی هستند.

ablaze adjective adverb دستور زبان

On fire; in a blaze, gleaming. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروزان

    radiant with bright light and color

    But ablaze with something quite alien to Ralphs.

    ولی این چشمها از چیزی فروزان بودند که رالف با آن بیگانه بود.

  • مشتعل

    You can see Europe is ablaze with updates.

    می بینید که اروپا از به روز رسانی ها مشتعل شده.

  • شعلهور

    on fire

  • ترجمه های کمتر

    • شعله ور
    • درخشان
    • سوزان
    • نورانی
    • برافروخته
    • مشتاق
    • زبانه کش
    • غرق در نور
    • نور افشان
    • هیجان زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ablaze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ablaze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه