ترجمه "abradant" به فارسی

تراشنده, ساینده, سوزنده بهترین ترجمه های "abradant" به فارسی هستند.

abradant adjective noun دستور زبان

A material used for grinding, as emery, sand, powdered glass, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراشنده

    noun
  • ساینده

  • سوزنده

  • ترجمه های کمتر

    • آزار دهنده
    • آلت سایش یا پرداخت
    • سایش گر
    • کاغذ سنباده
    • گرد سنباده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abradant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abradant" با ترجمه به فارسی

  • (معمولا در مورد پوست) خراشیدن · آزردگی پیدا کردن · رخنمون کردن یاشدن · ریش شدن یا کردن · زدگی پیدا کردن · ساييدن · ساییدن · نخ نما شدن
  • الت خراش · الت سایش یاپرداخت
اضافه کردن

ترجمه های "abradant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه