ترجمه "abrogated" به فارسی

ازمیان برده, ملغی, منسوخ بهترین ترجمه های "abrogated" به فارسی هستند.

abrogated verb

Simple past tense and past participle of abrogate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازمیان برده

  • ملغی

  • منسوخ

    adjective

    abrogated the harebrained decrees.

    مقررات من درآوردی بچهگانه آرکادیو را منسوخ نمود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abrogated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abrogated" با ترجمه به فارسی

  • قابل الغا · قابل نسخ · لغوکردنی · منسوخ شدنی
  • ناسخ
  • الغا · بطلان · لغو،ابطال،فسخ · نسخ
  • ناسخ · نسخ امیز
  • باطل کردن · بی اثر کردن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن
اضافه کردن

ترجمه های "abrogated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه