ترجمه "absolute" به فارسی
کامل, مطلق, غیر مشروط بهترین ترجمه های "absolute" به فارسی هستند.
Loosed from any limitation or condition; uncontrolled; unrestricted; unconditional; as, absolute authority, monarchy, sovereignty, an absolute promise or command. [..]
-
کامل
adjectivecomplete in itself, fixed [..]
He was in absolute solitude in a hostile city.
تنهائی او در این شهر دشمن خو کامل گشته بود.
-
مطلق
adjectiveIt had been a day of absolute silence the first he had known in his life.
یک روز سکوت مطلق نخستین روز این چنینی در سر تا سر زندگیاش.
-
غیر مشروط
adjectiveloosed from any conditions or limitations [..]
-
ترجمه های کمتر
- محض
- خالص
- قطعی
- تام
- مسلم
- مستبد
- قاطع
- راستینه
- غیرمقید
- نامخلوط
- ناوابسته
- واثق
- خودکامه
- (حقوق) بدون قید و شرط
- (فیزیک) مطلق
- بی شبهه
- بی چون
- بی چون و چرا
- تجزیه ناپذیر
- تمام عیار
- قادر مطلق
- مقطوع، مطلق
- هر چیز مطلق یا کامل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absolute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(philosophy) the ultimate basis of reality. [..]
-
مطلق
adjectiveAbsolute beauty too has a name and a face.
زيبايي مطلق هم نام و چهره اي دارد.
-
كامل
I had, for a very long time, decided to tell the absolute truth.
من خيلي وقته كه تصميم گرفتم حقيقت رو بطور كامل بگم
عباراتی شبیه به "absolute" با ترجمه به فارسی
-
قیمت مقطوع
-
ارتفاع مطلق · ارتفاع هواپیما از سطح آب یا خشکی · فرازی مطلق
-
دانگ مطلق · زیر و بم آهنگ
-
آدرس کامل، مانند
-
اکثریت · اکثریت مطلق · اکثریت مطلق (بیش از پنجاه در صد)
-
فراوانی مطلق یا تعداد
-
انحراف مطلق
-
حالت مطلق