ترجمه "abstain" به فارسی
امتناع کردن, اجتناب کردن, از دادن رای خودداری کردن بهترین ترجمه های "abstain" به فارسی هستند.
abstain
verb
دستور زبان
(intransitive) Refrain from (something); hold one's self aloof; to forbear or keep from doing, especially an indulgence of the passions or appetites; -- with from . [..]
-
امتناع کردن
verb -
اجتناب کردن
-
از دادن رای خودداری کردن
-
ترجمه های کمتر
- خودداری کردن (با: from)
- دست برداشتن از
- دوری کردن
- رای ممتنع دادن
- منع کردن
- پرهیز کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abstain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abstain" با ترجمه به فارسی
-
مرتاض · پرهیزکننده · پرهیزگار · کسیکه ازاستعمال مسکرات پرهیزدارد
-
پرهیز
-
پرهیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن