ترجمه "accessibility" به فارسی

دسترسی, وسیله وصول, دسترسیپذیری بهترین ترجمه های "accessibility" به فارسی هستند.

accessibility noun دستور زبان

The quality of being accessible, or of admitting approach; receptiveness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسترسی

    noun

    Computer technology is indispensable to access many pertinent items of data.

    فناوری رایانهای برای دسترسی به بسیاری از اقلام مرتبط دادهها ضروری است.

  • وسیله وصول

    noun
  • دسترسیپذیری

  • ترجمه های کمتر

    • دسترسپذیری
    • نزدیکیی
    • امادگی برای پذیرایی
    • امکان نزدیکی
    • شخص مفید
    • قابلیت دسترسی
    • قابلیت وصول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " accessibility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Accessibility
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسترسایی

عباراتی شبیه به "accessibility" با ترجمه به فارسی

  • تاثیرپذیر · خوش برخورد · در دسترس · دست یافتنی · سهل آموز · سهل الوصول · قابل دخول · قابل دسترسی · قابل فهم · نفوذپذیر · همه کس فهم · وارد شدنی
  • بطورقابل دسترس · چنانکه بتوان بدان راه یافت
  • دسترسي به دادهها · دسترسی به اطلاعات
  • ورودي كنترل دسترسي
  • افزایش یافتن · دست یافتن · نزدیک شدن
  • (حقوق) پیوستن به معاهده · (در مورد جاه و مقام به ویژه سلطنت) جلوس · (کتابخانه و موزه) افزون (بر متعلقات) · افزایش · افزوده · الحاق کردن · بر لیست موجودی ها افزودن · به ترتیب خرید در دفتر ثبت کردن · تحصیل · توافق · رسیدن · رضا · رضایت · ملحق کردن · نیل به مقام · کسب
اضافه کردن

ترجمه های "accessibility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه