ترجمه "acclimation" به فارسی
اعتیاد, خوگرفتگی, سازش بهترین ترجمه های "acclimation" به فارسی هستند.
acclimation
noun
دستور زبان
The process of becoming, or the state of being, acclimated, or habituated to a new climate; acclimatization. [..]
-
اعتیاد
noun -
خوگرفتگی
-
سازش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acclimation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acclimation" با ترجمه به فارسی
-
اقلیمی کردن یا شدن · به آب و هوا خو گرفتن (برای سازگاری با محیط) از نظر جسمی یا روانی دگرگون شدن · خو دادن · خود را با محیط جور کردن · عادت دادن · عادت کردن (به محیط) · وفق دادن
-
اقلیمی کردن یا شدن · به آب و هوا خو گرفتن (برای سازگاری با محیط) از نظر جسمی یا روانی دگرگون شدن · خو دادن · خود را با محیط جور کردن · عادت دادن · عادت کردن (به محیط) · وفق دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن