ترجمه "accommodation" به فارسی
جا, وام, پذیرایی بهترین ترجمه های "accommodation" به فارسی هستند.
(British) Lodging in a dwelling or similar living quarters afforded to travellers in hotels or on cruise ships, or prisoners, etc. [..]
-
جا
nounEach wagon accommodated a dozen passengers and was drawn by teams of horses or mules.
هر گاری برای دوازده نفر مسافر جا داشت و توسط چند اسب یا قاطر کشیده میشد.
-
وام
noun -
پذیرایی
perhaps you will have found worse accommodation in the course of your journey.
شاید در تمام طول سفرتان کمتر به این خوبی از شما پذیرایی شده باشد.
-
ترجمه های کمتر
- سازش
- منزل
- کمک
- تطابق
- توافق
- یاوری
- دفتر
- آشتی
- مهربانی
- (به ویژه عدسی و مردمک) تطابق
- (جمع) جا
- (در ترن و هواپیما و غیره)صندلی
- اتاق هتل
- انطباق دید
- تطابق (چشم)
- تطابق خودکار چشم
- تطبیق (با محیط)
- ساز-و-برگ
- سازگاری با محیط
- محل سکونت
- محل کار
- مهمان نوازی
- هم آسودگی
- هم سازی
- وسیله ی کمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accommodation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Accommodation (religion)
-
جا
nounEach wagon accommodated a dozen passengers and was drawn by teams of horses or mules.
هر گاری برای دوازده نفر مسافر جا داشت و توسط چند اسب یا قاطر کشیده میشد.
-
منزل
noun
تصاویر با "accommodation"
عباراتی شبیه به "accommodation" با ترجمه به فارسی
-
همسازی شغلی
-
همسازی کار
-
گروه همساز
-
اصلاح کننده · جادهنده · جورکننده · وفق دهنده · پذیرائی کننده · کارگر کمکی
-
(امریکا) ترن محلی · قطار معمولی
-
اجتماع همساز
-
اجتماع همساز
-
پلکان موقت کشتی