ترجمه "accountable" به فارسی
مسئول, پاسخگو, جوابگو بهترین ترجمه های "accountable" به فارسی هستند.
accountable
adjective
دستور زبان
Having accountability (individuals have accountability). [..]
-
مسئول
adjectiveWhere I come from, men are accountable for their actions.
از جایی که من اومدم ، آدما مسئول کارهای خود هستند.
-
پاسخگو
Having accountability
We must hold everyone in government accountable to the law.
تمام افراد در حکومت باید در مقابل قانون پاسخگو باشند.
-
جوابگو
That doesn't take into account the Russian forces.
با توجه به حضور نيروهاي روسي جوابگو نيست.
-
ترجمه های کمتر
- گفتنی
- ایاره پذیر
- توضیح پذیر
- حسابدار، مسئول حساب، محاسبه
- قابل توجیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accountable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accountable" با ترجمه به فارسی
-
اهداف مقداری
-
شکل حساب
-
هیات استاندارد های حسابداری مالی
-
حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن