ترجمه "accursed" به فارسی

رجیم, نفرین شده, لعنتی بهترین ترجمه های "accursed" به فارسی هستند.

accursed adjective verb دستور زبان

(prenominal) Hateful; detestable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رجیم

    adjective
  • نفرین شده

    adjective

    Open their bleared lids and look on your own accursed senselessness!

    پلکهای قی زده آنها را باز کن و پوچی نفرین شده خود را ببین!

  • لعنتی

    interjection

    And not only in dealing with that, hoom, that accursed tree slayer that dwelt here.

    و فقط هم آن، هوم، آن درخت کشهای لعنتی نبودند که اینجا زندگی میکردند.

  • ترجمه های کمتر

    • منفور
    • بدفرجام
    • مستحق دشنام
    • ملعون (accurst هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " accursed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "accursed" با ترجمه به فارسی

  • لعن کردن · لعنت کردن · ملعون کردن · مکروه داشتن · نفرین شدن · نفرین کردن
اضافه کردن

ترجمه های "accursed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه