ترجمه "achromatization" به فارسی
بی رنگی, رنگ ناپذیری بهترین ترجمه های "achromatization" به فارسی هستند.
achromatization
noun
The act or process of achromatizing. [..]
-
بی رنگی
-
رنگ ناپذیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " achromatization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "achromatization" با ترجمه به فارسی
-
(رنگ) کدر · بی رنگ · بی فام · رنگ رفته · کم رنگ
-
بی رنگی · حالت اکروماتیک (achromaticity هم می گویند) رنگ ناپذیری
-
بی رنگ کردن · بی فام کردن · رنگ (چیزی را) زدودن · رنگ رفته کردن
-
(در مورد عدسی و شیشه و غیره) عبور دهنده ی نور (بدون انکسار و تجزیه ی آن به رنگ های مختلف) · (زیست شناسی - در رنگ کردن یاخته ها و غیره) رنگ ناپذیر · (موسیقی) بدون نیم پرده ی میان آهنگ · آکروماتیک · به سختی رنگ پذیر · بی تغییر · بی رنگ · بی نام · بیفام · ساخته شده از کروماتین · ساده · نشان دهنده ی منظره ی بدون ایجاد نورهای منشوری · یکنواخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن