ترجمه "acidulate" به فارسی

اسیدی کردن, ترش بودن, ترش شدن بهترین ترجمه های "acidulate" به فارسی هستند.

acidulate verb دستور زبان

(transitive) To make something slightly, or moderately acid; to acidify [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسیدی کردن

  • ترش بودن

    verb
  • ترش شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ترش مزه کردن
    • ملس کردن
    • میخوش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acidulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "acidulate" با ترجمه به فارسی

  • اسیدی · ترش · ترش رو · ترش شده · تند و طعنه آمیز · میخوش
  • اسیدی · ترشرو · تند مزاج · ملس · میخوش · کج خلق
  • ملس · میخوش · کج خلق · کمی ترش
  • اسیدیکنندهها
  • ترشی
اضافه کردن

ترجمه های "acidulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه