ترجمه "acoustical" به فارسی
اکوستیکی, پژواکی, وابسته به شنوایی بهترین ترجمه های "acoustical" به فارسی هستند.
acoustical
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to hearing or acoustics. [..]
-
اکوستیکی
-
پژواکی
-
وابسته به شنوایی
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به پژواک شناختی
- وابسته به کنترل صدا و پژواک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acoustical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acoustical" با ترجمه به فارسی
-
مصالح آکوستیکی
-
گرامافون
-
از نظر پژواکی یا پژواک شناختی · نسبت به صدا یا شنوایی
-
اکوستیک · شنفتار شناسی (شاخه ای از فیزیک که با صدا و پراکندن آن به طرق مختلف سر و کار دارد) · صداشناسی · صوت شناسی · وضع صوتی · پژواک شناسی (شاخه ای از علم فیزیک که با انعکاس و کیفیت صدارسانی و غیره سر و کار دارد) · کیفیت صوتی
-
Ultra-short baseline
-
خواص صوتی
-
آواشناسی آکوستیک
-
گیتار آکوستیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن