ترجمه "acquittance" به فارسی
بخشودگی, برائت, مفاصا بهترین ترجمه های "acquittance" به فارسی هستند.
acquittance
verb
noun
دستور زبان
The clearing off of debt or obligation; a release or discharge from debt or other liability. [..]
-
بخشودگی
-
برائت
No sooner was the acquittal pronounced, than tears were shed as freely as blood at another time
به محض اعلام رای برائت متهم، سل اشک با همان سهولت از دیدهء جمع آغاز فرو ریختن کرد که جای دیگر سیل خون جاری میشد.
-
مفاصا
noun
-
ترجمه های کمتر
- ترک دعوا
- سند بخشودگی
- سند برائت
- سند ترک دعوا
- معافیت قانونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acquittance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acquittance" با ترجمه به فارسی
-
از عهده ی چیزی برآمدن · بخشودگی · برائت · برائت ذمه · برائت ضمه · تبرئه · تبرعه از اتهام · معافیت قانونی · پرداخت بدهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن