ترجمه "actinic" به فارسی

پرتوی, دارای خواص نور فرابنفش, وابسته به اکتینیسم (actinism) بهترین ترجمه های "actinic" به فارسی هستند.

actinic adjective دستور زبان

Of, or relating to actinism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتوی

  • دارای خواص نور فرابنفش

  • وابسته به اکتینیسم (actinism)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " actinic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "actinic" با ترجمه به فارسی

  • اشعه ی اکتینیک (مثل اشعه ی ایکس و نور فرابنفش)
  • اکتین · اکتین (پروتئینی که در عضلات موجود است) (رجوع شود به actomyosin)
  • قسمت خارجی اسفنجیان
  • (جانور شناسی) وابسته به دهان شعاییان · پرتوی
  • (فیزیک و شیمی - خاصیت نور فرابنفش و اشعه ی ایکس و غیره که موجب دگرگونی شیمیایی می شود مثلا در عکاسی) · اکتی نیسم · تابش شیمیایی · تشعشع · واکنش نوری · پرتو افکنی
  • ریزرشته
اضافه کردن

ترجمه های "actinic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه