ترجمه "action" به فارسی

ژیرش, کنش, عمل بهترین ترجمه های "action" به فارسی هستند.

action verb noun interjection دستور زبان

Something done so as to accomplish a purpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژیرش

    noun

    military: combat [..]

  • کنش

    noun

    something done so as to accomplish a purpose [..]

    Praxeology is the study of human choice, action and decision making.

    رفتارشناختی مطالعه ی انتخاب، کنش و تصمیم گیری انسان است.

  • عمل

    noun

    An end-user-initiated operation on a selected cube or portion of a cube. [..]

    Actions speak louder than words.

    صدای عمل رساتر از حرف است.

  • ترجمه های کمتر

    • فعل
    • آکسیون
    • کردار
    • جنبش
    • رفتار
    • فعال
    • اشاره
    • سهم
    • اقدام
    • حرکت
    • کار
    • عملکرد
    • دعوی
    • حمله
    • اثر
    • تعقیب
    • جریان
    • تاثیر
    • داستان
    • هیجان
    • رویدادها
    • جدیت
    • (جمع) رفتار
    • (جمع) وقایع
    • (حقوق) اقامه ی دعوا
    • (خودمانی) فعالیت
    • اقدام، عمل
    • اکشن (تئاتر)
    • برخورد نظامی
    • تعقیب قانونی کردن
    • تقاضا کردن
    • جریان حقوقی
    • حرکات و رفتار شخصیت ها
    • دعوی کردن
    • صورت گرفتن
    • طرح دعوی کردن
    • طرز کار
    • عملیات نظامی
    • وضع و طرز حرکت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " action " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Action
+ اضافه کردن

"Action" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Action در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ACTION
+ اضافه کردن

"ACTION" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ACTION در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "action"

عباراتی شبیه به "action" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "action" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه