ترجمه "activist" به فارسی

طرفدار عمل, مصلحانه بهترین ترجمه های "activist" به فارسی هستند.

activist adjective noun دستور زبان

one who is politically active in the role of a citizen; especially, one who campaigns for change [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار عمل

    adjective

    That's a hacker activist.

    یعنی طرفدار اعمال هکرها

  • مصلحانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " activist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "activist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "activist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه