ترجمه "actress" به فارسی
آکتریس, بازیگر, (مونث) هنرپیشه بهترین ترجمه های "actress" به فارسی هستند.
actress
noun
دستور زبان
(now rare) A female doer or "actor" (in a general sense). [from 16th c.] [..]
-
آکتریس
-
بازیگر
nounThey all jumped, including Matilda who was a pretty good actress.
همه از جایشان پریدند، مات یلدا هم همین طور، او بازیگر ماهری بود.
-
(مونث) هنرپیشه
-
ستاره ی سینما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " actress " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "actress"
عباراتی شبیه به "actress" با ترجمه به فارسی
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن