ترجمه "addressed" به فارسی
آدرس داده شد, نشان داد بهترین ترجمه های "addressed" به فارسی هستند.
addressed
adjective
verb
دستور زبان
Of an envelope: listed with sufficient routing information to reach a destination. [..]
-
آدرس داده شد
-
نشان داد
He knows all about it, said Marya Dmitrievna pointing to Pierre and addressing Natasha.
ماریا دمیتریونا رو به ناتاشا کرد و پییر را نشان داده گف: او همهچیز را میداند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " addressed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "addressed" با ترجمه به فارسی
-
(در محل های عمومی) بلندگو · سازگان صدا رسانی
-
امش سردآ و ربمت اب تکاپ
-
دفترچه آدرس
-
بازنویسی آدرس
-
مامور بازنویسی آدرس
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
-
آدرس وب
-
نوار نشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن